مدیریت فرهنگ و تأثرات آن با تغییرات اجتماعی

09.07.11 (10:00 pm)   [edit]



پژوهش و نگارش : موسی الرضا طایفی اردبیلی
 
انواع دگرگونی ها و تغییرات اجتماعی بر شکل کلی فرهنگ و آموزه های مستتر در آن و تعاریف تعاملاتی یا رفتار و عادت برآمده از آن در بین افراد جامعه و به تبع آن رفتار مکانیسمی ساختارهای متابعت کننده از تعاملات تعریفی فرهنگ و رفتار فردی افراد، اثر می گذارد و خود نیز در فرآیند مترتّبی که بر جامعه مفروض می دارد از این تغییرات شکلی فرهنگ و اجزا و عناصر آن تأثیر می گیرد.
تغییرات در جامعه شکل های مختلفی را از خود بروز می دهد. انواع اصلاحات، انقلابات یا رفرم های مختلف که می تواند شکل اجتماع انسانی را تغییر دهد یا دچاردگرگونی های گوناگون با حدّت و شدّت متفاوت سازد، بر عملکرد اجزا وعناصر فرهنگ در لایه های مختلف آثاری مشهود یا خفیف می تواند داشته باشد، این تغییرات تابعی از وضعیت جامعه، حدّت و شدّت خود تغییرات یا نوع تعاریف تغییرات قرار دارد.
بدیهی است تغییرات بر آمده در اجتماع و فرهنگ بر انواع استراتژی اتخاذ شده از سوی مدیریت غالب فرهنگ نیز تأثیراتی می گذارد. مدیریت فرهنگ با برآیندهای بر آمده از تغییرات و موضع گیری های مختلف در سطح اجتماع که روش های احساسی، عقلایی، شبه عقلایی و یا ترکیبی از آن ها دارد، برای هدایت رفتار افراد در راستای اهداف کلی جامعه در سیر تکامل و نیل به منافع عمومی اقداماتی را به عمل باید آورد.
پرواضح است که خود مدیریت غالب فرهنگ نیز مانند سایر افراد جامعه تحت تاثیر تغییرات و رفتارهای برآمده از آن و حتّا دگرگونی های نرم موجود در جامعه است ولی با دقت در اهداف کلی جامعه و منافع عمومی با نهادینه سازی این مقولات معتبر با روش ها معیّن تر بهتر می تواند در طیف های زمانی خاص در حالت کلی در افراد اداره کننده ی جامعه و مدیریت فرهنگ که بیشتر در تبعیت و فهم از عملکرد وکارکردهای فرهنگ است، تعادل رفتاری نسبی را برای ایجاد وضعیت های استقرار خواست های ترجیحی متناسب با وضعیت در راستای نیل به اهداف کلی جامعه و منافع عمومی ترتیب دهد.
باید دانست که اهداف کلی جامعه در مسیر تکامل و منافع عمومی می تواند تغییرات جدی به خود در طیف های زمانی متفاوت بپذیرد؛ ولی یک وجه اشتراک دائمی درباره ی این خواست غالب بر جامعه وجود داردکه آن دقت از بهر ه برداری منابع و امکانات در خط ها و فرض های تکاملی مترتب است که در تمام طیف های زمانی شکلی واحد دارند و آن می تواند انواع مواضع مدیریت فرهنگ را در هر طیف زمانی برای نیل به تکامل و منافع عمومی یکسان نگه دارد اگرچه تغییرات در خواست ها به لحاظ تصورات تفاوت داشته باشد. فرض مصوری که از انواع تکامل و پیشرفت در جامعه ها موجود است هر چند به لحاظ هویتی و شکلی فرق می کند ولی به لحاظ اصالتی و فرمی و محتوایی در معنا یکی است. مدیریت فرهنگ با فهم مناسب از فرض کلی شبیه به هم در جامعه ی خود و نیز فهم از انواع تغییرات پایدار و گذرا می تواند به طور تخصصی سیاست ها و برنامه های مناسبی را برای همراهی یا برابری های احتمالی با دگرگونی ها و تغییرات بر آمده در اجتماع در شکل های مختلف در نظر بگیرد و همواره افکار عمومی را به منافع عمومی و اهداف کلی جامعه در راه پیشرفت درمسیر تکامل وفادار نگه دارد.
مدیریت فرهنگ در تعاملی متقابل خود با تغییرات فرهنگی تأثیراتی عظیم می گذارد و باعث بروز و پیدایی انواع تغییرات در حدّت و شدّت های گوناگون بسته با ظرفیت های مادّی و غیرمادّی جوامع، می شود.


چکیده ی بخشی از جلد اول کتاب اول مجموعه 75 جلدی "مدیریت فرهنگ و فرهنگ مدیریت مدیران فرهنگ و مدیران امور فرهنگی" پژوهش و نگارش موسی الرضا طایفی اردبیلی و شهربانو سمامی

 

 

مدیریت فرهنگ و شایسته سالاری

09.07.11 (9:57 pm)   [edit]
http://images.tblog.com/user_images/1315413093_newsiran.jpg



از : دانشمند علامه موسی الرضا طایفی اردبیلی

شایسته سالاری مقوله ی مهمی است که دقت در آن سبب فراهم آوری زمینه های مناسب نیل به توسعه و رهیافت به پیشرفت می شود. پرداخت به مدیریت های مختلف در جوامع با دقت در شایسته بودن افراد برای تصدّی امور؛ امری است که می تواند بهره وری مناسب را در حوزه های مختلف درگیر با فعالیت ها افزایش بخشد و این موضوع در انواع اقدامات و فعالیت ها مربوط به مدیریت فرهنگ جوامع به دلیل نیاز مدیریت این ساخت از زندگی اجتماعی انسان به فرهیختگی و دانایی بیشتر به متابعت از حساسیت و مورد توجه بودن فاخرانه ی فرهنگ ها در جوامع امری حتمی و قطعی است و شایستگی مدیریت پردازنده به فعالیت فرهنگ و حدود محدود به آن که به عبارتی تمامی حدهای زندگی انسان اجتماعی در جنبه های فردی و اجتماعی را دربر می گیرد، مهم و ضروری می نمایاند.

اتخاذ انواع سیاست ها و تألیف و تدوین انواع برنامه های مربوط به اداره ی مناسب مسایل، رخدادها، اقدامات و عملیات آفرینشی و پردازشی دربرگیرنده ی مدیریت فرهنگ جوامع بدون در نظر گرفتن دقیق دانایی ها و فهم های مرتبط با این حوزه ی علمی که نشانگر شایستگی مدیریت غالب و کارآمدی آن نیز است، امری دست نیافتنی است. حساسیت های درونی جامعه به انواع پویایی های فرهنگی که برآمده از تغییرات مترتّب در اِعمالِ اعمال برنامه ریزی هاست، دقت در انتخاب شایسته سالارانه ی مدیریت فرهنگ را در جوامع دو چندان می سازد. امّا باید این را دانست که شایستگی هر فرد را وضعیت کلی موجود در جوامع و تعاملات حوزه ی فرهنگ توضیح و تشریح می کند، به عبارتی تعاریف شایستگی در امور مختلف در هر جامعه ای با مواضع کلی برآمده از رفتار افراد، فهم ها، تعاریف تعاملاتی موجود در ساحت فردی و اجتماعی؛ تعیین کننده ی میزان شایستگی است.

فارغ از مبحث یاد شده، حوزه ی علوم و تعاریف مربوط به آن که از جامعه ای به جامعه ای نیز در بعضی زوایا به دلیل تفاوت نگرش های غالب فرق می کند نیز در تعریف شایستگی دریافت جایگاه های مختلف اثرگذار در جامعه نقش دارد. امّا این امر بدیهی است که در صورت کلی علوم درباره ی مفاهیم اصلی و موضوعات در تمامی جوامع تعاریف مشخص و معیّنی دارند و انطباق این مفاهیم به لحاظ معنایی در جوامع فرق می کند.

شناخت از تعاریف معیّن از مفهوم یا موضوعی می تواند، ما را به شناخت از جنبه های مختلف آن راهنمایی کند. شناخت از تعریف مدیریت فرهنگ که در صورت کلی آن در تمامی جوامع معنای یکدستی دارد و فقط در معنای تطبیقی مواضع متفاوت است، می تواند ما را به شایستگی در مدیریت فرهنگ برساند.

تعریف مدیریت فرهنگ در شناخت دقیق مولفه های تعیین کننده ی شایستگی امری است که دانستن آن می تواند جایگیری مدیریت شایسته فرهنگ ها را با دقت در کارآمدی آن ها به دست دهد.

مدیریت فرهنگ، مجموعه ی مدیریتی است مشارکتی که بتواند با بهره مندی از شناخت های دقیق علمی مدیریت و انطباق آن با وضعیت موجود در فرهنگ و جامعه در طیف زمانی و ظرف مکانی خاص همگام با شناخت از ساحت فرهنگ در لایه های مختلف آن و تأثیراتش بر افراد و جامعه به اقدامات سیاست گذارانه و برنامه ریزانه ی متناسب با اهداف کلی جامعه و منافع عمومی که حدود آن را ترجیحات اهدافی، خواست ها و ویژگی های مترتّب بر جوامع تعیین می کند، ضمن ایجاد پویایی های مناسب فرهنگ، اثراتی را در حدود اعمالِ اعمال شده بر ساحت هندسی و امر صیرورتی فرهنگ بنا گذارد که آموزه های مستتر در فرهنگ، تعاملات تعریف یافته از فرهنگ و عادات و رفتار برآمده از فرهنگ که آموزه های مستتر در فرهنگ، تعاملات تعریف یافته از فرهنگ و عادات و رفتار برآمده از فرهنگ، انسان واجتماع انسانی را به طور توأمان به منافع مفروض دارای منطق عقلایی از فهم خواست ها و ظرفیت ها برساند و در این زمینه مدیریت فرهنگ علاوه بر شناخت های یاد شده از مدیریت و فرهنگ باید احاطه ی کافی به علوم مرتبط با مدیریت فرهنگ، تعاملات فرهنگ و جامعه و تکنولوژی ها در خدمت مدیریت فرهنگ داشته باشد.

با دقت و معناشناسی تعریف عنوان شده، می توان گفت که شایستگی مدیریت فرهنگ را عوامل و مؤلفه های پی نوشت در ساحت علمی آن معیّن می کند:

1- مشارکت پذیر بودن مدیریت غالب بر فرهنگ
2- دارا بودن اقتدار و هنر ذاتی مدیریت
3- شناخت داشتن از انواع روش ها، الگوها و تئوری های مدیریتی
4- درک انطباق نوع مدیریت مورد نیاز فرهنگ با شرایط جامعه و ظرفیت درک افراد
5- شناخت از اجزا وعناصر فرهنگ و تأثیرات آن ها بر جامعه و فرد
6- شناخت از تعاملات غالب فرهنگ های موجود در جامعه با هم و با کلیت فرهنگ و اجتماع
7- شناخت کافی داشتن از انواع آموزه های مستتر در اجزا و عناصر فرهنگی، تعاریف تعاملاتی معیّن شده در فرهنگ و انواع کارکرد فرهنگ در حوزه ی عادت زایی های اجتماعی، آموزش ها و تربیت ها
8- شناخت نسبی از فرهنگ ملل و تعاملات متصور در آن ها
9- شناخت از سیاست جهانی و تعاملات و تأثیرات آن بر فرهنگ و جامعه ی خودی
10- شناخت داشتن از فرآیند انواع آموزش های اجتماعی لازم و تأثیرات آن
11- احاطه ی کافی به زبان غالب فرهنگ، یعنی آرایه های ادبی، انواع هنر و نظرگاه های غالب علمی- فلسفی مرتبط
12- احاطه ی کافی و تعامل مناسب با ارگان های تعریف دهنده، بسط دهنده و حرکت بخش به تعاملات و ارتباطات مختلف موجود در جامعه
13- تسلط کافی به علوم اجتماعی و ارتباطات
14- شناخت از علوم مرتبط با علوم اجتماعی و ارتباطات مانند آموزه کاوی، فهم شناسی و تعامل پژوهی
15- شناخت از عوامل اجتماعی- مدنی و شهری تأثیر گذار بر فرهنگ، تند تعاملات برآمده از ساختارها، ویژگی های اجتماعی تأثیرات بوم شناختی- بافت مرفولوژیک و منظر شهری
16- احاطه ی کافی بر ریخت شناسی مناسب از فرهنگ و اجتماع در منظر کلی تعریفی در جامعه
17- شناخت از تعاریف متصور ساختار سیاسی و اقتصادی
18- شناخت از ترجیحات اهدافی، خواست ها و ویژگی های موجود در جوامع و شاخصه های مهم تأثیرگذار بر آن
19- شناخت درست از اهداف کلی جامعه و منافع عمومی تعریف شده
20- تعامل مناسب با مدیریت تکنولوژی های موجود در اختیار

لازم به یادآوری است که داشتن شرایط یاد شده ی لازم یکی از عوامل تعیین کننده ی مدیریت فرهنگ است و شرایط فردی مدیریت کننده بر مدیریت فرهنگ و عوامل اجتماعی دیگر نیز در رهیافت مناسب مدیریت فرهنگ به جایگاه مدیریتی فرهنگ در جامعه و یا بسازمانی از آن از شرایط مهم محسوب می شود.

در هر صورت چنانچه جامعه بتواند مدیریت مناسب و کارآمدی را براساس شایستگی های علمی بر فرهنگ خود بپذیرد به دلیل تعاملات مطرح بین فرهنگ و جامعه در ساحت ها و لایه های گوناگون و اثرگذاری مدیریت فرهنگ بر آن می تواند از انتفاعی مناسب برخوردار شود. همراهی مدیریت حاکم بر نهادهای مدنی و ساختارهای مختلف موجود و در اجتماع نیز در این زمینه، همراهی ارزنده و شایسته ای خواهد بود.

 

 برگرفته از : انجمن جهانی جامعه شناسی نوین
(ISMA)  International Sociological Modern Association

پند و اندرز چهره های مشهور جهان به همت شکوهه عمرانی - (Chokouh Omrani (Daghigh

09.26.09 (5:31 pm)   [edit]
 
 
 
http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Dans la vie il faut savoir compter, mais pas sur les autres. Toulet Paul-Jean

درزندگی باید حسابگر بود اما نباید روی دیگران حساب کرد . توله پل ژان

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Se mettre en accord avec l’univers, nous protégera de toutes sortes d’angoisses. Orod le grand

نرمش و سازگاری با گیتی از هر کمین دلهره آوری ، رهایی مان خواهد بخشید . ارد بزرگ

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Apprends à te connaître: tu t'aimeras moins; et à connaître les autres, tu ne les aimeras plus. Toulet Paul-Jean

خود شناسی را بیاموز : خودت را زیاد دوست نخواهی داشت وبا شناخت دیگران  آنهارا دوست نخواهی داشت. توله پل ژان

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Il faudrait considérer ses opinions comme des costumes, et en changer selon la saison, l'heure et le milieu. Toulet Paul-Jean

 عقاید را بایستی همانند لباس برحسب فصول سال ، زمان و محیط تغییر داد . توله پل ژان

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Il faut aimer si l'on veut être aimé. Urfé Honoré d'

دوست بدارید اگرمیخواهید دوستتان بدارند . اورفه  اونورد

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Nous ne passons les peuples qu'on nomme barbares ni en courage, ni en humanité, ni en santé, ni en plaisirs; et, n'étant ainsi ni plus vertueux, ni plus heureux, nous ne laissons pas de nous croire bien plus sages. L'énorme différence que nous remarquons entre les sauvages et nous consiste qu'en ce que nous sommes un peu moins ignorants. Urfé Honoré d'

مردمان بربر برای ما مردمی بی شهامت ،بی مروت ،مریض وبی بهره از لذایذ زندگی  وهمینطور بی ارزش و بدبخت تلقی می شوند. فکرنکنیم که ما خیلی عاقل تر از انها هستیم.تفاوت بزرگی که بین  مردمان بربر و ما وجود دارد اینست که ماانسانهای فراموش شده نبوده ایم . اورفه  اونورد

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Les grandes pensées viennent du cœur. Urfé Honoré d'

افکار بزرگ از قلب سرچشمه می گیرد . اورفه  اونور

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


L’univers est toujours en train de renaitre, et une évolution tranquille dans tous ses aspects est en train de se manifester. Orod le grand

گیتی همواره در حال زایش است و پویشی آرام در همه گونه های آن در حال پیدایش است . ارد بزرگ

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Pour exécuter de grandes choses, il faut vivre comme si on ne devait jamais mourir. Urfé Honoré d'

برای اجرای کارهای بزرگ باید طوری زندگی کرد که انگار هرگز نخواهیم مرد . اورفه  اونور

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


L'armée est une nation dans la nation: c'est un vice de nos temps. Vigny Alfred de

ارتش یک ملت است داخل  ملت: نایب رییس  زمانهای ما . اورفه  اونور

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Quand on veut rester pur, il ne faut point se mêler d'agir sur les hommes. Vigny Alfred de

اگر می خواهید پاک بمانید هرگز نباید   در مقابل افراد بشر عکس العمل نشان دهید . اورفه  اونور

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Seul le silence est grand, tout le reste est faiblesse. Vigny Alfred de

تنها سکوت عظمت دارد  است ومابقی ضعف و ناتوانی است . وینی الفرد


 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Pour la plupart des hommes, se corriger consiste à changer de défauts. Voltaire

برای بیشتر مردم اصلاح خود یعنی تغییر دادن معایب . ولتر
 


http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Je ne connais pas d’habit plus beau que les bonnes paroles. Orod le grand

تن پوشی زیباتر از سرشت و گفتار نیکو سراغ ندارم . ارد بزرگ

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


L'esprit est tout le contraire de l'argent; moins on en a, plus on est satisfait. Voltaire

تفکرو اندیشه برعکس پول است هرچه کمتر داشته باشیم بیشتر راضی هستیم . ولتر

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Il y a certainement des gens heureux de vivre, dont les jouissances ne ratent pas et qui se gorgent de bonheur et de succès. Zola Émile

مسلما اشخاصی وجود دارند که از زندگی راضی هستند و از آن لذت می برند و خوشبختی وموفقیت را در آغوش کشیده اند . زولا امیلی

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Elle volait avec de l'argent plein la poche, elle volait pour voler, comme on aime pour aimer, sous le coup de fouet du désir, dans le détraquement de la névrose. Zola Émile

اوبا جیبهای پر از پول دزدی میکرد ،  برای دزدی دزدی میکرد، مثل اینکه انسان دوست دارد برای دوست داشتن ، درتازیانه آرزو ، در اختلال  عصبی . زولا امیلی

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


L'amant lui faisait peur, cette peur folle qui blêmit la femme à l'approche du mâle. Zola Émile

از معشوق میترسید ، این ترس جنون امیز رنگ از رخساره ی او ربود . زولا امیلی

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


On se persuade mieux, pour l'ordinaire, par les raisons qu'on a soi-même trouvées, que par celles qui sont venues dans l'esprit des autres. Blaise Pascal

انسان با استدلالی که خود یافته بیشتر متقاعد میشود  تا با استدلال دیگران . پاسکال بنز

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Une belle créature qui est consciente que sa beauté n’est pas durable, est un être adorable. Orod le grand

زیبارویی که می داند زیبایی ماندنی نیست پرستیدنی ست. ارد بزرگ

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


La délicatesse est un don de nature, et non une acquisition de l'art. Blaise Pascal

نازک طبعی استعداد ذاتی است، هنر نیست . بلز پاسکا ل

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Dire la vérité est utile à celui à qui on la dit, mais désavantageux à ceux qui la disent, parce qu’ils se font haïr. Blaise Pascal

 راست گفتن  مفید است برای کسی که برایش  می گوییم ولی برای کسانی  که آنرا  میگویند مفید نخواهد بود زیرا که مورد تنفر قرار می گیرند . بلز پاسکا ل

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Toutes les bonnes maximes sont dans le monde ; on ne manque qu'à les appliquer. Blaise Pascal

تما م اندرزهای خوب در دنیا  وجود دارد کافیست آنها را بکار گیریم . بلز پاسکا ل

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Diseur de bons mots, mauvais caractère. Blaise Pascal

انهاییکه کلمات خوب می گویند شخصیت خوبی ندارند . بلز پاسکا ل
 
 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Celui qui n’a pas vu la beauté de la sagesse, est tombé dans la beauté des individus et ainsi il s’est vidé de tout ce qu’il possédait. Orod le grand

آنکه زیبایی خرد را ندید ، گرفتار زیبایی آدمیان شد و بدین گونه از هر چه داشت تهی گشت . ارد بزرگ

 

http://ebrahimmahmoodzadeh.parsaspace.com/%DA%AF%D9%84.gif


Quand on aime, il semble que l'on ait une toute autre âme que quand on aime pas ! .Blaise Pascal

وقتی انسان عشق میورزد بنظر می رسد روح  کاملا متفاوتی دارد نسبت به زمانیکه  عشق نمی ورزد. بلز پاسکا ل

 
 
http://images.tblog.com/user_images/1254007588_newsiran.jpg
شکوهه عمرانی
مترجم و شاعر کشورمان
 
 
 
 

سخنان پندآموز بزرگان به همت شکوهه عمرانی به زبانهای فارسی و فرانسه

09.26.09 (4:42 pm)   [edit]


 

Les respects signifient : incommodez-vous. Blaise Pascal

احترام یعنی: ناراحت باشید . بلز پاسکا ل

 

 
http://www.myup.ir/images/o9a3qnfkb9gg9pnz28.gif

Quelle religion nous enseignera donc à guérir l'orgueil, et la concupiscence ? . Blaise Pascal

کدام مذهب به ما خواهد اموخت که غرور و هوس را درمان کنیم؟ . بلز پاسکا ل

 

 
http://www.myup.ir/images/o9a3qnfkb9gg9pnz28.gif

La connaissance de Dieu sans celle de sa misère fait l'orgueil. La connaissance de sa misère sans celle de Dieu fait le désespoir. Blaise Pascal

شناخت خدا بدون بدبختیش غرور آفرین است . شناسایی بدبختیش بدون  خودش  ناامیدی است . بلز پاسکا ل

 

 
http://www.myup.ir/images/o9a3qnfkb9gg9pnz28.gif

La nature de l'homme n'est pas d'aller toujours ; elle a ses allées et venues. Blaise Pascal

طبیعت بشر همیشه رفتن نیست ، رفت  و آمد است . بلز پاسکا ل

 

 
http://www.myup.ir/images/o9a3qnfkb9gg9pnz28.gif

Notre terre nous offre tous les jours des milliers de belles fleurs, mais peu de gens voient la terre. Orod le grand

زمین هر روز هزاران هزار گل زیبا به ما ارزانی می دارد اما کمتر کسی زمین را می بیند . ارد بزرگ

 

 
http://www.myup.ir/images/o9a3qnfkb9gg9pnz28.gif

 Tous les hommes cherchent le bonheur, même ceux qui vont de pendre. Blaise Pascal

تمامی افراد بشر بدنبال خوشبختی میگردند حتی آنهاییکه به پای چوبه ی دار میروند . بلز پاسکال

 

 
http://www.myup.ir/images/o9a3qnfkb9gg9pnz28.gif

Un art qui a de la vie ne reproduit pas le passé; il le continue. Auguste Rodin

هنر ی که زنده است گذشته را بوجود نمی آورد بلکه آنرا ادامه میدهد. اگوست رودن

 

 
http://www.myup.ir/images/o9a3qnfkb9gg9pnz28.gif

L'art est un anti-destin. André Malraux

 هنر ضد سرنوشت است. اندره مالرو

 

http://www.myup.ir/images/o9a3qnfkb9gg9pnz28.gif


En art comme en amour, l'instinct suffit. Anatole France

 برای  هنر مثل عشق غریزه کافی است .آناتول فرانس

 

 
http://www.myup.ir/images/o9a3qnfkb9gg9pnz28.gif

Au lieu de critiquer la pluie, pense plutôt à ses bénéfices. Orod le grand

به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به بهره اش نیز بیاندیش . ارد بزرگ
 




http://images.tblog.com/user_images/1254007588_newsiran.jpg
شکوهه عمرانی
مترجم و شاعر کشورمان


زندگینامه خسرو گلسرخی

03.08.09 (8:39 am)   [edit]

زندگینامه خسرو گلسرخی

خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مردمی در روز دوم بهمن 1322 در شهر رشت متولد شد نام پدرش قدیر بود که گلسرخی در سن 5/1 سالگی این تکیه گاه را از دست داد مادرش بانو شمس الشریعه وحید نام داشت که بعد از مرگ همسرش، خسرو و برادر دو ساله اش فرهاد را نزد پدرش حاج شیخ محمد وحید که در قم می زیست برد. وحید مرد مبارزی بود که در کنار میرزا کوچک خان جنگلی در نهضت جنگل جنگیده بود و بالطبع هنوز هم همان روحیه مبارزه در وجودش بود خسرو توسط چنین مبارزی تعلیم دید و تحت تاثیر نظرات او قرار گرفت حتی شعرهایی به نام جنگلی ها و دامون در این رابطه گفت (دامون به معنی پناهگاه و انبوهی سیاهی جنگل است). در سال 1341 پدر بزرگش فوت کرد آن زمان خسرو دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه را در مدارس حکیم سنایی و حکیم نظامی به پایان رسانده بود و بعد از فوت پدربزرگش می بایست چرخ معاش خانواده را بگرداند او و برادرش فرهاد به تهران عزیمت کردند و در خانه ای کوچک در محله امین حضور سکنی گزیدند او روزها کار می کرد و شب ها درس می خواند. خسرو در این سالها از ادبیات نیز غافل نبود در طی این سالها اشعار و مقالات و نقدهای بسیار بر آثار ادبی از سوی او با نام های غیر واقعی و مستعاری چون دامون – خ ، گ – بابک رستگار – افشین راد – خسرو کاتوزیان به چاپ رسید در این زمان گلسرخی، با آموختن زبان فرانسه به طور کامل و زبان انگلیسی در دوره دانشگاهی، دست به ترجمه های ادبی نیز می زد.
کار جدی او در شعر از سال 45 شروع شد. در سال 48 با عاطفه گرگین شاعر و نویسنده همفکرش ازدواج کرد زندگی در کنار عاطفه و تاثیر پذیری از افکار او آثار گلسرخی را غنی تر کرد بطوری که دوران شکوفایی فکری و خلاقیت او در مطبوعات در سالهای 48 تا 52 می باشد البته هیچ اثری از خسرو در زمان حیاتش، به جز آنچه در مطبوعات و جنگ ها انتشار یافت به صورت کتاب چاپ نشد. تنها چیزی که میتوان به عنوان کتاب چاپ شده در میان نوشته های او سراغ گرفت، مقاله ای ست با عنوان ” سیاستِ هنر، سیاستِ شعر” این مقاله برای اولین بار به صورت جزوه از سوی انتشارات (کتاب نمونه) به مدیریت بیژن اسدی پور انجام گرفت. اما بعدا” کاوه گوهرین مجموعه آثار خسرو را در دو مجموعه به نام های ”دستی میان دشنه و دل” و ” من در کجای جهان ایستاده ام” چاپ کرد که این دفتر نیز در آن است. خسرو برای چاپ کتابهایش با (کتاب نمونه) قرارداد بسته بود که به انجام نرسید و بعدها یکی از این دو مجموعه، با نام انتخابی خود گلسرخی “ ای سرزمین من“ چاپ شد. انتخاب نام “پرنده خیس” برای مجموعه دوم به توصیه عمران صلاحی انجام شده است. عمران صلاحی وبیژن اسدی پور که از دوستان گلسرخی بودند تأکید کرده اند که خسرو قصد داشت این نام را بر مجموعه ای از شعرهایش بگذارد.
او چهار سال در کنار همسرش زندگی کرد و ثمره این ازدواج فرزندی به نام دامون بود مدتی بعد از دستگیری گلسرخی عاطفه گرگین نیز دستگیر شد و در دادگاه نظامی به چهار سال زندان محکوم شد با به زندان افتادن او سرپرستی دامون به برادرش سپرده شد. (هم اکنون دامون همراه مادرش در پاریس زندگی می کند).
بیشترین علت دستگیری گلسرخی عضویت در محفلی بود که موقع دستگیری مدت یکسال بود که از این محفل بریده بود در اوائل ورود به آن محفل او متوجه شد که جز حرف و خیال‏بافی و احیانا” چپ‏روی‏ها نمایشی و خطرناک هیچ نیست . در آغاز ورود به آن جمعیت کذایی برای اینکه همسر و تنها پسرش را از این گرداب دور کند، ظاهرا از خانواده خود برید. و با عاطفه گرگین تبانی کرد و کوشید تا در انظار این طور جلوه دهد که به علت اختلاف و عدم تفاهم جدا از خانواده خود زندگی می‏کند و این رشته خانوادگی در حال گسستن است. عاطفه در این ظاهرسازی مصلحتی او را یاری می‏داد،
خسرو گلسرخی در 29 بهمن 1352 به جرم شرکت در طرح گروگانگیری رضا پهلوی علیرغم اینکه به خاطر بودن در زندان ساواک هرگز نمی توانست چنین کاری را انجام دهد و صرفا” به خاطر دفاع از عقایدش در دادگاه نظامی به اعدام محکوم و در میدان چیت گر تیر باران شد ..
دادگاه نظامی گلسرخی و دوست همرزمش کرامت الله دانشیان و دفاعیه ای که خسرو گلسرخی کرد هنوز در پیکره تاریخ ایران می درخشد و یکی از صحنه های باشکوه ایستادگی بر سر آرمان تا پای جان است او دفاع خود را چنین آغاز کرد:
به نام نامی مردم:
من در دادگاهی که نه قانونی بودن و نه صلاحیت آنرا قبول داردم از خود دفاع نمی کنم بعنوان یک مارکسییت خطابم با خلق و تاریخ است هر چه شما بر من بیشتر بتازید من بیشتر بر خود می بالم چرا که هر چه از شما دورتر باشم به مردم نزدیکترم و هر چه کینه شما به من و عقایدم شدیدتر باشد لطف و حمایت توده مردم از من قوی تر است حتی اگر مرا به گور بسپارید که خواهید سپرد مردم از جسدم پرچم و سرود می سازند.
او در ادامه گفت زندگی امام حسین نمودار زندگی کنونی ماست که جان بر کف برای خلقهای محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می شویم او در اقلیت بود و یزید بارگاه و قشون و حکومت و قدرت داشت او ایستاد و شهید شد هر چند که یزید گوشه ای از تایخ را اشغال کرد ولی آن چه که در تداوم تاریخ تکرار شد راه حسین و پایداری او بود نه حکومت یزید آن چه را که خلقها تکرار کردند و می کنند راه حسین است.
وقتی دادگاه نظامی حکم اعدام گلسرخی و دانشیان را قرائت کرد آن دو فقط لبخند زدند و بعد دست یکدیگر را به گرمی فشردند و در آغوش هم فرو رفتند
محبوبیت گلسرخی و دانشیان ترس ساواک را برانگیخت آنها به تکاپو افتادند تا شاید در آخرین لحظات در آنها رسوخ کنند به آنها که با شکیبایی منتظر تیرباران بودند پیشنهاد شد که از شاه تقاضای عفو کنند اما آنها فقط پوزخند زدند ساواک وقتی دید با هیچ حربه ای قادر به فریب آنها نیست به گلسرخی پیشنهاد داد که دامون پسرش را قبل از تیرباران ببیند اما گلسرخی به این پیشنهاد هم جواب منفی داد و این در شرایطی بود که همه سلولهای بدنش نام دامون را فریاد می کشید او می دانست که دامون نقطه ضعف اوست و دامون می تواند او را به زندگی امیدوار کند زندگی که او می خواست از دست بدهد تا به وظیفه اش عمل کند آری برای او مرگ یک وظیفه بود وقتی از او تقاضای ندامت نامه می کنند تا در نتیجه دادگاه تخفیف دهند او می گوید هیچ کس از زندگی در کنار زن و فرزند گریزان نیست من مثل هر انسانی زندگی را دوست دارم و دوست دارم مثل هر پدری رنگ چشمان فرزندم را ببینم اما راهی را که انتخاب کرده ایم باید به پایان ببریم مرگ ما حیات ابدی است ما می رویم تا راه و رسم مبارزه بماند اگر من ندامت نامه بنویسم کمر مبارزان را خرد نکرده ام ؟؟؟
در سحرگاه 29 بهمن وقتی او را به چوبه اعدام بستند هنوز لبخند می زند و می خواهد که چشمانش را نبندند چون می خواست با دیدن خورشید به سرای باقی بشتابد ..
او در وصیت نامه اش می نویسد :
من یک فدائی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز عشق به مردم چیز دیگری نیست من خونم را به توده های گرسنه و پابرهنه ایران تقدیم میکنم. و شما آقایان فاشیست ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیچگونه مدرکی به قتلگاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت. شما ایمان داشته باشید از هر قطره خون ما صدها فدایی برمیخیزد و روزی قلب شما را خواهد شکافت. شما ایمان داشته باشید که حکومت غیرقانونی ایران که در 28 مرداد سیاه به خلق ایران توسط آمریکا تحمیل شده در حال احتضار است و دیر یا زود با انقلاب قهرآمیز توده های ستم کشیده ایران واژگون خواهد شد
ضمنا“ یک عدد حلقه پلاتین(طلای سفید) و مبلغ یک هزار و دویست ریال وجه نقد را به خانواده و یا به زنم بدهند.



اشک سهراب سپهری در فراق خسرو گلسرخی

سهراب سپهری در غم اعدام خسرو گلسرخی

شاید در گیر و دار اعدام خسرو گلسرخی

سهراب سپهری اینچنین سرود :

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

خسرو گلسرخی

کار ما شاید اینست

که در افسون گل سرخ شناور باشیم

 

و در بند  آخر با کنایه می گوید در افسون گل سرخ ! که احتمالا اش   است شناور باشیم

 بی اختیار بیاد این جمله ارد بزرگ می افتم که :تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای ( امواج)  گیتی است . و باز همو می گوید :شناور بودن خرد آدم در جهان احساس  به او میدان بروز و رشد هنر را داده است .

تاریخ مفاه م و رازه های بسیاری را با خود می برد و رازهای جدیدی پیش روی ما می گذارد .

 سهراب نگاه دردمند خود را با کلماتی کوچک اما وسیع بیان می دارد.

او همانند اخوان شمشیر از رو نبسته

مهدی اخوان ثالث

او شمشیرش اشک و احساس لطیف ش است

به یاد او یکی از اشعار زیبایش را می گذارم که با کمی دقت می توان در آن ، راز های را یافت ...

شبی سرد است و من افسرده

راه دوری است و پایی خسته

نیرنگی است و چراغی مرده

می کنم تنها از جاده عبور

دور ماندند زمن آدمها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم ها

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها سازد پنهانی

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر،سحر نزدیک است

هر دم این بانگ بر آرم از دل

وای این شب چقدر تاریک است!

خنده ای کو که به انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟

مثل این است که شب نمناک است

دیگران را هم غمی هست به دل

غم من،لیک غمی غمناک است


منبع: کتاب حماسه خسرو گلسرخی – نوشته آرمان

باران موسوی :: ko_mousavi@hotmail.com

http://www.sharghian.com/magazine/archive/0052 34.html" title="http://www.sharghian.com/magazine/archive/0052 34.html" target="_blank"http://www.sharghian.com/maga...