مهترین اخبار ایران


Blog For Free!


Archives
Home
2007 December
2007 October
2007 September

My Links
حکمت
آخرین پنداشت
بیوه سیاه
سخنان بزرگان گیتی
تخت گاه جمشید
وبلاگ خبری سرزمین خورشید
Samuel Huntington ساموئل هانتينگتون
Francis Fukuyama فرانسیس فوکویاما
elvin tafler الوین تافلر
محمد - تبلیغاتی و اطلاعاتی

tBlog
My Profile
Send tMail
My tFriends
My Images


Sponsored
Blog



من مسلمانم
10.08.07 (3:24 pm)   [edit]


دو هفته پيش انجمن آهنگسازان، نويسندگان و ناشران انگليسي، در جريان اهداي جوايز سالانه اسکاپ، يوسف اسلام را به عنوان آهنگساز سال معرفي کرد يوسف اسلام، جايزه ويژه اين انجمن را به خاطر ترانه "اولين زخم، عميقترين است" به خودش اختصاص داد. اين آهنگ تاکنون توسط هنرمندان زيادي از جمله "راد استوارت" و اخيرا نيز توسط "شرلي کرو" باز خواني شده است.

استيفن ديمتري گئورگي. اين نخستين نام کت استيونس بود، نخستين نام يوسف اسلام، استيفن ديمتري گئورگي وقتي در موسيقي انگلستان و جهان به آواز و آوازه اي منحصر به فرد دست پيدا کرد. نامش را عوض کرد و کت استيونس را به عنوان نام هنريش برگزيد. اما اين نام هم آخرين انتخاب او نبود. او که در جواني بيش از 25 ميليون نسخه از آلبومهايش در جهان به فروش رفته بود و از محبوبيتي کم نظير در موسيقي برخوردار شده بود، در سال 1977 به دين اسلام مشرف شد و نام يوسف اسلام را براي خود برگزيد، نامي که از آن پس بر تمام آلبومهاي او نقش بست.

يوسف اسلام در سال 1948 از پدر يوناني و مادري سوئدي در لندن به دنيا آمد تحصيلات مقدماتي اش را در سوئد به پايان برد و در دهه60 به انگلستان برگشت. چند صباحي را به کار در رستوران پدرش مشغول شد و سپس وارد کالج همراسميت شد از همان موقع بود که تنظيم و اجراي قطعات موسيقي محلي فولک با گيتار را شروع کرد و کم کم براي خودش شهرتي دست و پا کرد. در سال 1967 اولين کارش را با نام "متي و پسرش" ضبط کرد که استقبال خوبي از آن به عمل آمد، به نحوي که دو ترانه از اين آلبوم در جدول 10 ترانه برتر انگلستان قرار گرفت. به دنبال موفقيت بزرگي که انتشار آلبوم نخستين به همراه داشت، يک سال بعد دومين آلبومش را هم به بازار داد و باز هم با استقبال خوبي رو به رو شد کت استيونس در سال 1969 دچار بيماري سل شد و وضع جسمي او چنان رو به وخامت گذاشت که پزشکان از او قطع اميد کردند. نزديک به يک سال در بيمارستان تحت مداوا قرار گرفت تا اين که پس از کسب بهبودي، دچار يک تحول دروني شد و با علاقه اي مثال زدني شروع کرد و به مطالعه در زمينه اديان و مذاهب شرقي. از آن تاريخ به بعد، حتي ترانه هاي کت استيونس همه همگي سويه هاي درون گرا پيدا کردند. دو آلبوم بعدي او برايش موفقيتي خيره کننده به همراه داشت تا آنجا که دو ترانه از آلبوم "زارع" با نامهاي "دنياي وحشي" و "پدر و پسر"، او را تبديل به چهره اول موسيقي محلي امريکا کرد و برايش جايزه مجسمه طلايي را به ارمغان آورد.

موفقيت هاي کت استيونس در آلبومهاي بعدي هم ادامه داشت تا اين که در سال 1973 برادرش ديويد که مي دانست او چقدر شيفته مطالعه پيرامون اديان است، در بازگشت از سفري که به خاورميانه داشت، يک نسخه از ترجمه قرآن کريم به زبان انگليسي را برايش هديه آورد او از مطالعه قرآن چنان مبهوت شد که تحقيقي همه جانبه را در باره دين اسلام شروع کرد و بالاخره در ماه دسامبر 1977 در يکي از مساجد شهر لندن رسما به دين اسلام مشرف شد و نام يوسف اسلام را براي خود برگزيد. يوسف اسلام در دهه 80 يکي از فعالترين چهره هاي جامعه اسلامي انگلستان بود و در همان سالها اقدام به تاسيس و راه اندازي يک مدرسه اسلامي کرد که هنوز هم يکي از معتبرترين مدراس اسلامي انگلستان است. در سال 1989 و به دنبال صدور فتواي حضرت امام (ره) در مورد سلمان رشدي، يوسف اسلام حمايت خود را از فتواي امام خميني به صراحت عنوان کرد و همين باعث شد تا تحريم هنري او به پايه اي برسد که ايستگاههاي راديويي امريکا پخش ترانه هاي او را ممنون کردند و يکي از همين ايستگاههاي راديويي اعلام کرد به کليه کساني که آلبومهاي کت استيونس خودشان را تحويل بدهند، نسخه اي رايگان از کتاب موهن آيات شيطاني اهدا خواهد کرد. يوسف اسلام در سال 1995 آلبومي را با نام "زندگاني آخرين پيامبر" منتشر کرد که هر چند در غرب مورد بي مهري قرار گرفت اما در کشورهاي مسلمان نشين با استقبال خوبي روبه رو شد و از جمله در کشور ترکيه به عنوان برترين آلبوم سال انتخاب شد او در سال 1997 هم به توليد آلبومي مشغول شد که کشتار کودکان مسلمان بوسنيايي در بالکان را سرزنش مي کرد: آلبوم "من توپي ندارم که بغرد".

آلبوم بعدي او (در ستايش آخرين پيامبر) هم ابتکار جالبي داشت. لوح فشرده اين آلبوم، معطر به بوي گل سرخ بود به نحوي که با باز کردن قاب آن، بوي خوشي به مشام مي رسيد. يوسف اسلام در پاسخ به اين سوال که چرا لوح اين آلبوم به چنين رايحه اي آغشته شده بود، مي گويد: "گل سرخ، نماد وجود مقدس حضرت پيامبر(ص) است و رايحه گل سرخ، عطر حضور اوست."

اگرچه اين خواننده در سالهاي اخير، کمتر در زمينه موسيقي فعاليت داشته و بيشتر وقت خود را به امور خيريه و بشر دوستانه اختصاص داده اما هنوز هم چهره اي سرشناس به حساب مي آيد. شهريور سال گذشته، حين مسافرتش به امريکا، اتفاق عجيبي رخ داد که تا مدتها بحث روز رسانه ها بود. هواپيماي حامل و که 280 خدمه و سرنشين داشت، تازه وارد آسمان امريکا شده بود که طي تماسي راديويي به خلبان دستور داده شده تا تغيير مسير بدهد و در نزديکترين فرودگاه محلي، در شهر بانگور، به زمين بنشيند. بلافاصله پس از فرود غير منتظره هواپيما، مأموران اف بي آي وارد هواپيما شدند و يوسف اسلام را دستگير کردند و با خود بردند. هواپيما و مسافران بهت زده اش نيز پس از تأخيري 6 ساعته عازم مقصد خود، واشنگتن، شدند. اما يوسف اسلام، يا همان کت استيونس، محبوبتر و سرشناس تر از آن بود که به اشتباه يا بر حسب تشابه اسمي بازداشت و بازجويي شده باشد. به همين دليل لمقامات امنيتي امريکا مجبور شدند خيلي سريع، دليلي براي اين اقدام بي سابقه خود در فرود آوردن هواپيما ارائه کنند. دليل آنها اين بود: نام يوسف اسلام در فهرست مبارزه با تروريست قرار دارد و به همين علت او اجازه ورود به امريکا را ندارد. يوسف اسلام فرداي آن روز و پس از اينکه مورد بازجويي قرار گرفت. آزاد شد و به لندن برگشت اما به دنبال فشار افکار عمومي، مقامات بلند پايه امريکا نيز مجبور به پاسخگويي رسمي شدند. آنها اعلام کردند که نام يوسف اسلام را اخيراً به فهرست مبارزه با تروريست اضافه کرده اند و اگر چه او را مشخصاً يک تروريست نمي دانند اما معتقدند که وي در راستاي کمک مالي به سازمان هايي فعاليت مي کند که آن سازمان ها از حاميان تروريست به شمار مي آيند. اين اظهار نظر رسمي در حالي صورت گرفت که در تمام دنيا از اين خواننده مسلمان به عنوان سفير صلح ياد مي شود. يوسف اسلام از اولين شخصيت هاي هنري بود که بلافاصله پس از حادثه يازدهم سپتامبر نيز آن را محکوم کرده و گفته بود که: «قرآن به ما مسلمانان آموخته است که اگر يک نفر کشته شود انگار همه مردم دنيا کشته شده اند. چطور ممکن است پيروان واقعي اسلام با چنين اقداماتي جان افراد بي گناه را به خطر بيندازند؟»

خبر دستگيري يوسف اسلام، موجي از خشم و عصبانيت را در جامعه مسلمانان امريکا و بريتانيا بوجود آورد. اعتراضات مردم و بخصوص مسلمانان در لندن تا آنجا بالا گرفت که وزير خارجه انگليس، جک استراو در امريکا و بصورت حضوري با همتاي امريکايي خود، کالين پاول، در اين رابطه گفتگو کرد. يوسف اسلام دو روز بعد از بازگشت به لندن، رسماً از مقامات امريکايي شکايت کرد و خواستار حذف نام خود از فهرست کذايي مبارزه با تروريست شد. اين خواننده و ترانه سراي نام آشنا در مصاحبه اي مطبوعاتي گفت: «به من هيچ توضيح رسمي اي ارائه نشده تا بدانم اتهامم چيست و چرا فکر مي کنند حضور من در امريکا براي امنيت آن کشور خطرساز است.» او اضافه کرد: «يک تيم حقوقي را مأمور رسيدگي قانوني به اين مسئله کرده ام و مصمم که هر اقدام لازمي را که در توان دارم انجام دهم تا مقابل اين بي عدالتي از خود دفاع کرده باشم.» او همچنين اظهارات مقامات امنيتي امريکا را بي اساس دانست و گفت: «شرم آور است! همه دنيا مرا به عنوان پيام آور صلح مي شناسند آن وقت دولتمردان امريکا بر چسبي به من مي زنند که دقيقاً عکس واقعيت موجود است. اما من به همه آنها مي گويم که من يک مسلمانم و تا پايان عمرم نيز به اين مسلمان بودنم افتخار خواهم کرد.»

منبع : جام جم

 
پادشه عرصه آرم و نشانه
10.08.07 (3:22 pm)   [edit]

DR.MOHAMMAD TAGHI RADMANESH   استاد دکتر محمد تقی رادمنش

اندک زمانی ، فرصتی و مجالی پیش آمد تا بتوانم از محضر استاد دکتر محمد تقی رادمنش بهره برم
که ماحصل این گفتگوی کوتاه را با پادشه عرصه آرم و نشانه جهان در  ادامه می آورم .
اندک کلامی باقیست و آن ، اینکه : استاد علی رقم تمامی مشغله های کاری بی دریغ و متواضعانه

وقت و زمان دادند تا این حقیر  آنچه در اندیشه دارم پرسش کنم  و به تک تک سئوالاتم پاسخ گفتند .
که این خود نشان دهنده خضوع و عظمت این مرد وارسته در عرصه هنر و اخلاق را دارد.

- جناب استاد تعریف شما از آرم و نشانه چگونه است ؟

نشانه و آرم  جلوه ای از اهداف و فعالیتهای مختلف است . که این می تواند نمایی از فعالیتهای

اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و  ... باشد
که هنرمند به ساده ترین گونه ممکن آرمان ها را به نمایش می گذارد .


- ویژگیهای یک آرم خوب در چیست ؟

مهترین ویژگی آن در سادگی عناصر بصری می باشد این ویژگی موجب می شود که مخاطب با

نخستین نگاه به اسرار پشت پرده آرم پی ببرد.

LEGO SOLH  DR  MOHAMMAD  TAGHI  RADMANESH    استاد دکتر محمد تقی رادمنش


- به نظر شما استاد ، چرا آرم صلح شما اینقدر مورد توجه جهانیان واقع شده است ؟

با توجه به کارزار و جنگ هایی که در جهان برپاست انسانها همه بدنبال مفاهیم آشتی جویانه و صلح

اند و شاید از این بابت این اثر که در تجلیل از صلح اجرا شده مورد پسند و اقع گشته است فکر می

کنم در هر زمینه ای اگر ندای هنرمند همین موضوع باشد با خواست و تشویق همگانی مواجه گردد.

- نظر مرحوم استاد مرتضی ممیز در رابطه با این اثر چه گونه بود ؟

ایشان به حق از مفاخر ایران زمین بودند خوشبختانه به کل ایشان در مورد آثارم نظر مثبت داشتند و

از این بابت خوشحالم .

پرسشهای بی شماری بر جای ماند چرا که در این هنگام دوستان استاد با جعبه های شیرینی و

دسته های گل به استقبال ایشان آمدند و ...

http://mxxxfxx.blogfa.com/post-2.aspx" title="http://mxxxfxx.blogfa.com/post-2.aspx" target="_blank"http://mxxxfxx.blogfa.com/pos...
 

 
رابطه اندیشمند و متفکر کشورمان( ارد بزرگ ) با احمد شاه مسعود
10.06.07 (2:46 pm)   [edit]
 
 
 

چندی پیش خاطره ای می خواندم از یکی از فرماندهان پیشین ارتش افغانستان ، در مورد ارتباط عاطفی ارد بزرگ و احمد شاه مسعود

آن خاطره گویای روابط نزدیکی ، در طی سالهای تنهایی احمد شاه مسعود و ظهور و قدرت دو چندان طالبان را داشت سالهای که کابل ، هرات و  مزار در اختیار طالبان و نیروهای متجاوز پاکستان بود .
هر روز دهها بار مناطق اندک باقی مانده بمباران  می شدند  و در آن هنگامه ، که افکار عمومی می پنداشت شیر تنگه پنجشیر به زانو در  خواهد آمد،  و اندک نیروی ملت افغانستان هم قربانی سیاستهای متجاوزانه پاکستان و امارات  واقع شود .
ارد بزرگ ، احمد شاه مسعود را مورد حمایت خویش قرار می دهد  و چنانچه در آن خاطره می خوانیم احمد شاه به شدت تحت تاثیر روح بزرگ او قرار  می گیرد.
در این خاطره زیبا می خوانیم ارد بزرگ هدیه ای برای احمد شاه مسعود می فرستد .
آن هدیه در واقع یکی از آثار هنرمندانه اوست. تابلویی فوق العاده زیبا ، با تمی شگفت انگیز ...
در آنجا شیر سنگی است که پایش زخم برداشته  (احتمالا از پس یک نبرد) و آهوی ظریف و  کوچک ، گونه  خویش را بر زخم گذاشته تا خون بیرون نزند ... این تشبیه و استعاره زیبا گویای درک عمیق ارد بزرگ از شرایط نه چندان مناسب احمد شاه مسعود را داشت . و در ادامه آن خاطره می خوانیم وقتی احمد شاه آن اثر را از پیک ارد بزرگ ، در طی مجلسی دریافت می کند شدیدا منقلب و دگرگون می شود و چهره آرام و متین او به هم می ریزد او در آن جا از خواب شب قبل خود به نزدیکانش سخن می گوید بله خوابی که  از ارد بزرگ ، یک اسطوره  می سازد و برای قوم افغان آشنایی دیرین می شود ...
احمد شاه می گوید "خواب می دیدم پایم در نبرد زخمی شده  و در آن هنگامه تنهایی مردی با لهجه ایرانی می گفت احمد شاه ناراحت نباش ، تو فرزند ایرانی !! . و در ادامه می گوید آن مرد بزرگ بسرعت پایم  را می بست تا جراحتم التیام یابد"

 


این خاطره زیبا از جهات گوناگون قابل ارز یابیست
 نگاه عمیق و مسئولیت شناس یک هنرمند را نشان می دهد.
  او خود  می اندیشد ، احساس مسئولیت می کند و بدون آن که منتظر این  و آن باشد دست به عمل می زند شاید امروز این خاطره با همان آدمهای اندکی که از آن خبر داشتند هیچ گاه گفته نمی شد و این راز همچون راز مرگ احمد شاه در دل تاریخ مدفون می شد ، اما! اما ارد مسئولیت خویش را پیش وجدان و آرمانهای خویش به انجام رسانیده است.
 او  به هنر به عنوان ابزاری می پردازد که می تواند قسمتی از خلقت انسانی که نیروی ست آسمانی ، را برای رهایی و کمال بشر بکار گیرد آثار او مادی نیستند و با نگاه مادی هم غیر قابل تفسیراند ، بقول دکتر مهرانفر برای شناخت ارد لازم است "تائو ، فردوسی و خیام "را بشناسیم او از تائو " لطافت و گذرایی"  و از فردوسی " هدف و آرمان مقدس "  و از خیام " جهان فانی و بی ارزش  " را آموخته است.

 دریا از همه جا پایین تر است و همه رودها در آن می ریزند
ارد مانند دریاست ، فروتر از همه جا و این فروتنی به او عظمت بخشیده است...

 
علی شاهچراغی

http://shah-nama-firdawsi .blogfa.com/" title="http://shah-nama-firdawsi .blogfa.com/" target="_blank"http://shah-nama-firdawsi .blo... 

 

زندگی نامه این دو بزرگوار بر روی آنها کلیک کنید :

 زندگی احمد شاه مسعود از زبان خودش در گفتگو با احمد شاه فرزان

زندگی نامه ارد بزرگ از پایگاه تاریخ , فرهنگ و تمدن ...